تبليغاتX
مدرسه راهنمایی زنده یاد دکتر موتمن

مدرسه راهنمایی زنده یاد دکتر موتمن
همکار گرامی ، سرکار خانم فلاح

انتخاب شایسته شما را به عنوان معلم نمونه تبریک می گوییم و از خداوند منان برای شما ،

آرزوی توفیق روز افزون در تمام مراحل زندگی را داریم .

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:7 ] [ ]



 به نام یزدان

- توکل به خدا ، آرامش و اعتماد به نفس مهمترين عوامل موفقيت در امتحان هست.
2. سعی کنید وقتی درس می خوانید سئوالات امتحانی را حدس بزنید.

3. به نکاتی که معلم روی آنها بیشتر تأکید می کند ، بیشتر توجه کنید.

4. امتحان نیم ترم را جدی بگیرید چون هم نمونه سئوالات امتحانی است و هم

شما را متوجه اشکال ها و نقاط ضعفتان می کند.

 5.دفترها و جزوه های درسی خود را کامل کنید تا شب امتحان به شما فشار نیاید.

6.پلی کپی ها و نمونه سئوالات معلم را دوباره حل کنید یا از خودتان امتحان بگیرید.

7.تمرین ها و پرسش های کتاب درسی را خوب مطالعه کنید.

8.استراحت بین ساعت های مطالعه و تغذیه ی مناسب را فراموش نکنید.

برای چند روز بازیگوشی و فعالیت های غیر درسی را کنار بگذارید.

 چند توصیه برای روز امتحان

1. شب قبل از امتحان پر خوری نکنید تا خواب راحتی داشته باشید.

2. صبحانه یتان را کامل بخورید چون مغز شما موقع امتحان دادن به مواد غذایی

مناسب احتیاج دارد.

3. در ساعت مناسب در محل امتحان حاضر شوید (نه خیلی زود ، نه خیلی دیر)

4. کتاب را با خودتان به مدرسه نبرید و کمی مانده به امتحان دیگر مطالعه نکنید.

 قبل از امتحان (راه حل فراموشی

   از نظر پزشکی ثابت شده که وقتی یک مطلب را می خوانید یا می شنوید ،

اطلاعات آن هرگز از ذهنتان خارج نمی شود ، فقط در بخشی قرار می گیرد که

راحت نمی توانید از آن استفاده کنید.

پس یادتان باشد :      هرگز نگویید  « همه ی مطالب را فراموش کردم! »

زیرا تکرار این جمله روی ذهنتان اثر منفی  می گذارد. برای اینکه همه ی

مطالب دوباره به یادتان بیاید کافیست مطلب را به صورت منظم یک بار مرور کنید.

راستی این مشکل را همه ی بچه ها و حتی آدم بزرگ ها احساس می کنند

و کمتر کسی است که بدون مرور ، همه ی مطالب خوانده شده را به یاد داشته باشد.

  در هنگام امتحان :

1. وقتی برگ امتحانی را گرفته اید از همان اول به همه سئوالات نگاه نکنید ،

سئوالات را یکی یکی بخوانید و به ترتیب پاسخ دهید چون ممکن است اگر یکی

 از آنها را بلد نباشید ذهن شما مشغول شود و نتوانید به بقیه سئوالات با آرامش

پاسخ دهید.

2. اگر برای پاسخ دادن به سئوالی به شکل یا فرمولی نیاز دارید اول با دقت آن را

بکشید یا بنویسید بعد سئوال را پاسخ دهید.

3. اگر سئوالی را بلد نبودید به سراغ بعدی بروید و زیاد از آن نگران نباشید شاید

آخر امتحان یادتان بیاید.

4. اگر همه فکرهایتان را کردید و بازهم جواب سئوالی را بلد نبودید ، هر چه به

ذهنتان می رسید بنویسید چون یک جواب ناقص بهتر از هیچ چیز است.

5. بعد از اینکه همه ی سئوالات را جواب دادید یک بار دیگر آن ها را دوره کنید.

6. حواستان به ساعتتان باشد تا وقتی معلم پایان زمان را اعلام کرد نگران نشوید.

 بعد از امتحان :

1. تقصیر را به گردن دیگران نیاندازید تلاش کنید نقاط ضعف و اشکال های خودتان

را پیدا کنید و آنها را برطرف کنید.

2. نمره هر امتحانی را با نمرات قبلی خودتان مقایسه کنید نه با نمره های دوستانتان ؛

 به خاطر اینکه شرایط هر دانش آموز با دانش آمور دیگر فرق دارد و پیشرفت تحصیلی

هر دانش آموز با نمرات خودش معلوم می شود نه دیگران .

3. بعد از هر امتحان ، دیگر به آن فکر نکنید و سعی کنید خودتان را برای امتحان

بعدی آماده کنید. پس از امتحان از خودتان توقع و انتظار بیش از تواناییتان نداشته باشید.

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:28 ] [ ]

دعاهایی که سریع اجابت می شوند

استجابت دعا، مانند هر پدیده‌ی دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می‌رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم،اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.

دعا
به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می‌شود:
۱- دعای توسل:
محمد ابن‌بابویه دعای توسل را از ائمه (علیه السلام) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب‌های چهارشنبه خوانده می‌شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (علیه السلام) و واسطه قرار دادن آن‌ها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می‌کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: ”اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة…”‌؛ خدایا من از تو می‌خواهم و روی می‌آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت… ”یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله”‌؛ ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا.
اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او ”‌الله”‌‌ و اختتام او ”‌هو”‌‌ است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آن‌ها صورت نمی‌گیرد
۲- دعای فرج:
کفعمی در کتاب بلد الامین دعایی از حضرت علی (علیه السلام) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد می‌نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:
”یا عماد من لا عماد له…”‌؛ ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد… ”و افعل بی ما انت اهله”‌؛ با من چنان کن که تو اهل آنی]. و آن گاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.
۳- دعای اسم اعظم:
سید علیخان شیرازی در کتاب کلم طیب می‌نویسد: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او ”الله”‌ و اختتام او ”هو”‌ است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آن‌ها صورت نمی‌گیرد:
الف. ”الله لا إله إلا هو الحی القیوم … ”‌ تا آخر آیة‌الکرسی.
ب.”الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …”‌.
ج. ”الله لا إله ان هو لیجمعنکم …”‌.
د.”الله لا إله ان هو له الاسماء …”‌.
ه.”الله لا إله الا هو و علی إلله…”‌.
دعایی دیگر از امام جعفر صادق (علیه السلام) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه‌ای که تا نفس او قطع شود، گفته می‌شود لبیک حاجت تو چیست؟

۴- دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (علیه السلام):
امام سجاد (علیه السلام) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل می‌گوید: هر کس این دعا را صد بار بخواند، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است:”الهی کیف ادعوک و انا…”‌؛ خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم… . ”‌تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین”‌ گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت، ای مهربان‌ترین مهربانان.

۵-دعای سریع الاجابة:
کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (علیه السلام) نقل کرده و فرموده: عظیم‌الشأن و سریع الاجابة است که جملات صدر و ذیل آن چنین است: ”اللهم انی اطعتک فی احبّ الاشیاء الیک و هو التوحید”‌؛ خدایا من تو را اطاعت کردم در آن چه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تو است. ”و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب”‌؛ روزی‌ام ده، از آن جا که گمان می‌برم و از آن جا که گمان نمی‌برم؛ زیرا تو هر که را بخواهی بی حساب روزی می‌دهی؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب.
۶- دعایی از امام صادق (علیه السلام) وارد شده که فرمود: هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می‌شود، لبیک، حاجت تو چیست؟.
۷-دعایی دیگر از امام جعفر صادق (علیه السلام) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه‌ای که تا نفس او قطع شود، گفته می‌شود لبیک حاجت تو چیست؟.
همه این دعاها را مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح‌الجنان، فصل پنجم آورده است.
لازم به تذکر است که برای حاجت‌های خاص، دعاهای خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آن‌ها می‌توانید به کتاب مفاتیح‌الجنان مراجعه کنید.
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:6 ] [ ]

اگر انسان وارسته شد مى‏ تواند الگوى دیگر انسان‌ها قرار گیرد. اگر مرد باشد الگوى مردم است نه مردان، و اگر زن باشد باز الگوى مردم است نه زنان. این مطلب را قرآن کریم به صورت صریح روشن کرده و چهار زن را به عنوان زن نمونه (دو نمونه خوب و دو نمونه بد) ذکر مى‏کند.زن، چه بد و چه خوب نمونه زنان نیست، زن نمونه است. فرق است ‏بین این دو مطلب که اگر زن خوب شد، آیا نمونه زنان مى ‏باشد یا زن نمونه است؟ چه این که مرد، اگر خوب شد، نمونه مردان نیست ‏بلکه مرد نمونه است.

قرآن کریم مى ‏فرماید: آن که خوب است نمونه مردم است نه نمونه مردان و زن خوب، نمونه زنان نیست، بلکه زن نمونه است، چه این که زن بد، نمونه زنان بد نیست، بلکه نمونه انسان‌هاى بد است. خدا به عده زیادى از مردان فضیلت داد و مى‏دانست که از عهده آن برنیامده و سرانجام رسوا خواهند شد و اعطاى فضیلت‏ به آنها فقط از باب: معذرة الى ربکم و اتمام حجت ‏بود به همین جهت به آنها فضیلت داد، ولى سِمت و ماموریت نداد. زیرا کسى که در کار خود انحراف دارد، اگر ماموریت و سِمتى پیدا کند به مبانى دین صدمه مى ‏زند. خداوند به بلعم باعورا فضیلت داد ولى سِمت نداد، به سامرى فضیلت داد ولى سِمت نداد.

 زن لوط و زن نوح
قرآن کریم نمونه مردم بد را با نقل داستان دو زن بد، تبیین کرده و مى‏ فرماید:«ضَربَ اللهُ مَثَلاً لِلذینَ کَفَرُوا امرَاةَ نُوحٍ وَ امراةَ لُوطٍ کانَتَا تَحتَ عَبدَینِ مِن عِبادِنا صالحینِ فَخَانتاهُما فَلَم یُغنِیا عَنهُما مِنَ اللهِ شَیئا وَ قِیلَ ادخُلا النّارَ مَعَ الدّاخِلینَ» (تحریم، 10)؛ خدا براى کسانى که کافر شدند زن نوح و لوط را مَثل آورده که هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست ‏شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، به آنان گفته شد با داخل شوندگان، داخل آتش شوید.
در این جا خداوند نمى ‏فرماید: «ضرب الله مثلا لللاتی کفرن‏».و نمى ‏فرماید: «ضَرَبَ اللهَ مَثلا لِلنِساءِ الکافِرات‏».نمى ‏گوید خدا نمونه زنان بد را ذکر کرد، بلکه مى ‏گوید نمونه مردم کافر را ذکر کرد. ضرب الله مثلا للذین کفروا نه «للنساء» و نه «لللاتی کفرن‏» بنابراین معلوم مى ‏شود این «للذین کفروا» به معناى مردان کافر نیست‏ بلکه به معناى مردم تبهکار و بزهکار است.
منظور از خیانت نیز در اینجا، خیانت مکتبى، اعتقادى و فرهنگى است، و به همین دلیل ذات اقدس اله به ما فرمود: «لا تَخُونُوا اللهَ والرسولَ و تَخُونُوا اماناتِکُم» (انفال، 27)؛ خیانت نکنید به خدا و رسول و خیانت نکنید به امانت‏هایتان.  به پیامبر خیانت کردن، یعنى، با دین او بدرفتارى کردن.
در اینجا که فرمود: زن لوط و زن نوح به این دو پیامبر که یکى از آنها پیامبر اولواالعزم است و دیگرى حافظ شریعت ابراهیم علیه السلام، خیانت کردند، یعنى مکتبشان را نپذیرفتند، و اینها نمونه مردم تبهکار و کافرند.
بنابراین معلوم مى ‏شود که اگر سخن از «الذین‏» و «امنوا» و مانند آن است‏ بنابر فرهنگ محاوره، منظور، مردم هستند، نه مردان. و در همین آیه هم که فرمود قیل ادخلا النار مع الداخلین اگرچه «ادخلا» همان طورى که تثنیه مذکر است، تثنیه مؤنث هم هست، اما این که «داخلین‏» را به صورت جمع مذکر سالم ذکر کرد منظور، مردم جهنمى هستند نه مردان جهنمى.

زن فرعون
قرآن کریم دو نمونه خوب از زنان را نیز به عنوان الگو ذکر مى ‏کند، زنان با فضیلتى که ذات اقدس اله را نمونه مردم مؤمن مى‏شمارد و درباره آنها چنین مى ‏فرماید:«و ضَربَ اللهُ مَثَلاً لِلذینَ آمَنُوا امرَاَةَ فِرعَونَ اذ قالَتْ رَبِّ ابْنِِ لِی عِندَکَ بَیتاً فِی الجَنّةِ و نَجِّنی مِن فِرعَونَ و عَمَلِهِ و نَجِّنی مِنَ القَومِ الظالِمِین» (تحریم، 11)؛ براى کسانى که ایمان آوردند خداوند همسر فرعون را مَثل آورده آنگاه که گفت: پروردگارا پیش خود در بهشت ‏براى من خانه‏اى بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات‌بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان.
تعبیر قرآن در آیه این نیست که: همسر فرعون نمونه زنان خوب است، بلکه مى‏فرماید: زن خوب نمونه جامعه اسلامى است و جامعه برین از این زن الگو مى‏گیرد، نه این که فقط زنان باید از او درس بگیرند. ذات اقدس اله در این آیه نیز نمى‏فرماید: «و ضرب الله مثلا لللاتی امن امراة فرعون‏.» بلکه مى ‏فرماید: نمونه مردم خوب، زن فرعون است. و ضرب الله مثلا للذین امنوا امراة فرعون؛ یک چنین زنى در خانه‏اى زندگى مى‏کرد که صاحب آن خانه ادعاى: «انَا رَبّکُم الاَعلى» (نازعات، 24)؛ پروردگار بزرگتر شما منم. داشت و شعار:«ما عَلِمتُ لَکُم مِن اِلهٍ غَیری» (قصص، 38)؛ براى شما خدایى غیر از خودم نمى‏شناسم. در سر مى‏پروراند و ادعاى انحصار مى‏نمود.
ذات اقدس اله در قرآن کریم به صورت حصر مى‏فرماید:«سَبِّح اسمِ رَبِّکَ الاَعلى» ( اعلى، 1)؛ تسبیح کن نام پروردگار والاى خود را. کلمه اَعْلى مفهومى است که حصر را همراه دارد، بنابراین، دو نفر به عنوان اعلى نمى ‏توانند یافت ‏شوند، فرعون نیز با گفتن این کلمه داعیه انحصار داشت و این اعلى بودن را ادعا مى‏کرد. او همانطورى که ادعاى ربوبیت را داشت، مدعى توحید ربوبى هم بود.
سخن از ارباب متفرقه نمى ‏گفت. او مى ‏گفت: نه تنها من خدایم، بلکه من، تنها خدا هستم. به جاى «لا اله الا الله‏» شعار «لا اله الا انا» را سر مى ‏داد و در چنین خانه‏اى بانویى نشات گرفت که نمونه مردم متدین است.
قرآن در مقام ذکر فضائل این بانو مهمترین آنها را در بُعد دعا مى ‏داند که در این دعا شش نکته مهم اخذ شده است. علت این که این بانو نمونه مردم خوب است‏ به خاطر آن است که در نیایشش به ذات اقدس اله عرض مى ‏کند: اِذْ قالتْ رَبِّ ابْنِ لی عندَکَ بَیْتًا فی الجنة.
این زن در کنار خدا، بهشت را مى طلبد. دیگران بهشت را مى‏طلبند، و در دعاهایشان از خداوند: جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الانهار (فرقان، 10)؛ بهشت‏هایى که از زیر آنها نهرها جارى است. درخواست مى ‏کنند، اما این بانو اول خدا را مىخواهد و بعد در کنار خدا، خانه طلب مى‏کند. نمى ‏گوید «رب ابن لی بیتا فی الجنة‏» و نمى ‏گوید «رب ابن لی بیتا عندک فی الجنة‏» بلکه مى‏ گوید: رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة اول عندالله را ذکر مى ‏کند بعد سخن از بهشت را به میان مى‏آورد. یعنى اگر سخن از: «الجار ثم الدار» (بحار الانوار، ج 10، ص 25)؛ اول همسایه بعد منزل خود است، این بانو هم مى‏گوید: «الله ثم الجنة‏» البته جنتى که عندالله باشد، با جنتى که تجری من تحتها الانهار است تفاوت فراوان دارد.
در این نیایش ششگانه یا دعاى شش بُعدى دو درخواست ‏به تولى برمى‏گردد یکى لقاء الله و دیگرى بهشت. یعنى یکى «جنة اللقاء» و دیگرى جنات تجری من تحتها الانهار و چهار خواسته دیگر هم به تبرى برمى‏گردد: 1-«وَ نَجِّنی مِن فِرعون» 2-«و عَمَلِهِ» 3- «نَجِِّنی مِنَ القَومِ الظالِمین» 4 - و «اعمالِهم‏» که محذوف است.
آنجا که مى‏فرماید نجِّنی من فرعونَ و عَملِه خواسته او این نیست که: خدایا مرا از عذاب فرعون نجات بده. ممکن است کسى بگوید خدایا مرا از دست ظالم نجات بده ولى وقتى خود به قدرت رسید، دست‏ به ظلم بیالاید. اما این بانو عرض مى‏کند: نه تنها مرا از فرعون نجات بده بلکه از ستمکارى هم مرا برهان، مرا نجات بده تا زیر بار شرک فرعون نروم و خود نیز داعیه ربوبیت در سر نپرورانم رب نجنی من فرعون و عمله.
سپس مى ‏گوید و نجِّنی من القوم الظالمین چون ممکن است کسى از فرعون برهد ولى به دام آل فرعون یا سایر ستمکاران بیفتد. لذا درخواست پنجم را عرض مى‏کند «و نجنی من القوم الظالمین و اعمالهم‏» به قرینه نجنی من فرعون و عمله حذف شده است و حذف در این‏گونه موارد جایز است. بنابراین بانویى که تا به این حد عالى مى ‏فهمد و درخواست‏هایش تبرى و تولى داشته و مسائل اجتماعى و فردى را از ذات اقدس اله مسالت مى ‏کند، آیا این زن نمونه، تنها نمونه زنان است؟ یا به تعبیر قرآن کریم نمونه مردم جامعه است؟

مقام ویژه حضرت مریم
مقام ویژه مریم علیهاالسلام نمونه چهارمى است را که قرآن بیان مى‏کند. خداوند پس از معرفى همسر فرعون به عنوان الگوى انسان‌هاى مؤمن در آیه بعد براى گرامیداشت مقام خاص مریم مى‏فرماید:«و مَریمَ ابْنَتَ عِمرانَ التی اَحصَنَتْ فَرجَهَا فَنَفَخنا فیهِ مِن رُوحِنا وَ صَدَّقََتْ‏ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِِهِ وَ کانَتْ مِنَ القانِتِین» ( تحریم، 12)؛ و مریم دختر عمران را، که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدم و سخنان پروردگار خود و کتاب‌هاى او را تصدیق کرد و از عبادت پیشگان بود.
یعنى «و ضرب الله مثلا للذین آمنوا مریم ابنت عمران‏» و چون مقام مریم، بالاتر از مقام زن فرعون بود لذا اینها را یک جا ذکر نکرد، بلکه در دو آیه جدا ذکر فرمود، بر خلاف آن دو کافره که در یکجا ذکر نکرد، بلکه در دو آیه جدا ذکر فرمود، بر خلاف آن دو کافره که در یک آیه ذکر شدند.
حضرت مریم در اثر احصان، صیانت، عفت و در اثر دریافت آن روح غیبى به جایى رسید که صدقت ‏بکلمات ربها و کتبه وکانت من القانتین گشت.
از این چهار نمونه سوره تحریم به خوبى بر مى ‏آید که نه مرد نمونه، نمونه مردان است و نه زن نمونه، نمونه زنان. ممکن است کشاورز نمونه، نمونه کشاورزان، صنعتگر نمونه، نمونه صنعتگران، خطاط نمونه، نمونه خطاطان باشد، ولى انسان نمونه، نمونه همه انسان‌هاست و اختصاصى به زن یا مرد ندارد.پس در ارزیابى مقام و کمالات مریم نقش مادر آن بانو را نباید فراموش کرد.
گرچه در تربیت مریم ‏سلام الله علیها حضرت زکریا نیز نقش داشت لیکن این امر در مرحله نهایى بود نه در پیدایش ابتدایى، مادر این بانو لیاقت آن را داشت که مادر پیغمبر بزاید و آن خضوع را داشت که فرزندش را به معبد حق اهدا کند، و این که ذات اقدس اله این گوهر را پذیرفت، براى آن بود که مى‏ دانست اگر به او فیض عطا نماید امین در حفظ فیض خواهد بود.
خدا به عده زیادى از مردان فضیلت داد و مى ‏دانست که از عهده آن برنیامده و سرانجام رسوا خواهند شد و اعطاى فضیلت به آنها فقط از باب: معذرة الى ربکم (اعراف، 164) و اتمام حجت ‏بود لذا به آنها فضیلت داد، ولى سِمت و ماموریت نداد. زیرا کسى که در کار خود انحراف دارد، اگر ماموریت و سِمتى پیدا کند به مبانى دین صدمه مى‏زند. خداوند به بلعم باعورا فضیلت داد ولى سِمت نداد، به سامرى فضیلت داد ولى سِمت نداد.
سامرى آدم کوچکى نبود او با چشم درونى ‏خود اثر فرشته‏ها را دید و گفت: «بصرت بما لم یبصروا به» (طه، 96)؛ من دیدم چیزى را که توده ناظران ندیدند، ولى به جاى این که از آن اثر فیض گرفته، و راه موسى و هارون را ادامه بدهد، و شاگردى آنها کند، گوساله پرستى را رواج داد.
بلعم باعورا نیز، کسى بود که طبق یک نقل، ذات اقدس اله درباره او فرمود: وَ اتلُ عَلیهِم نَبَاَ الذی اتَیناهُ ایاتِنا فَانسَلَخَ مِنها (اعراف، 175)؛ خبر آن کس را که آیات خود را به او تعلیم داده بودیم و از آن دور شد براى آنان بخوان.
اینها نمونه ‏هاى قرآنى است مبنى بر این که خدا مى ‏داند که به چه کسى سمت‏ بدهد، به همین جهت فضیلت را مى‏ دهد تا معلوم شود، که عده‏اى عمدا فضیلت را به رذیلت تبدیل مى‏کنند. چون ذات اقدس اله از درون و برون همگان با خبر است، هرگز به کسانى که لاحقه سوء دارند سمت رسمى نمى‏دهد.«اللهُ اَعلَمُ حَیثُ ‏یَجعَلُ رِسالَتَهُ» (انعام، 124)؛ ذات اقدس اله مى ‏داند که به چه کسى ماموریت ‏بدهد. او نظیر بشرهاى عادى نیست که به کسى ابلاغ بدهد، بعد کشف خلاف بشود، و بگوید: من که درون‏بین نبودم.
خداوند ‏خلافت، رسالت، نبوت، امامت و رهبرى را به کسى که از درون آنها مستحضر است و درونى فاسد دارند نخواهد داد اما کسانى که ذات اقدس اله مى‏داند، با حسن اختیارشان پایدار و پایبند هستند، اینها را مى ‏پذیرد و مریم از این نمونه بود. بنابراین گرچه او در بدو پیدایش، کودکى بیش نبود اما معلوم بود که اگر خدا به او فضیلت ‏بدهد او در حفظش پایدار و استوار است. لذا در ابتداى زندگى، مادرى، همچون زن عمران، سرپرستى او را به عهده داشت و بعد وقتى مى‏خواهد به نذر خود عمل کند، او را به معبد مى‏سپارد، و از آن به بعد است که: «و کَفَّلَها زَکریا» ( آل عمران، 137)؛ خدا زکریا را کفیل او قرار داد.
یعنى «جعل الله سبحانه و تعالى لزکریا کفیلا لها»، «کفل‏» در این جمله دو مفعول گرفته است «مکفل‏» خدا است و خداى متعال مریم را در تحت ‏سرپرستى زکریا علیه السلام کفالت نمود «و کفلها زکریا» نه «تکفلها زکریا» زکریا علیه السلام متکفل نشد مگر به وحى الهى.
این چنین نبود که قرعه خود به خود به نام زکریا علیه السلام بیفتد، به همین جهت فرمود: اینها قرعه زدند و خیلى‏ها شیفته بودند که این کودک را سرپرستى کنند: «و ما کُنت لَدیهِم اِذ یَختَصِمُون» (آل عمران، 44)؛ تو نزد آنان نبودى آنگاه که مجادله داشتند. و بنا را بر قرعه نهادند اما قرعه به نام مبارک زکریا علیه السلام خورد، به خواست‏ خدا قرعه به نام او در آمد.
«و ما کُنتَ لَدیهِم اِذ یُلقُونَ اَقلامَهُم اَیُّهُم یَکفُلُ مَریَمَ» (آل عمران، 44)؛ تو نزد آنان نبودى آنگاه که قرعه انداختند تا کدام یک مریم را کفالت کند. خدا مى ‏فرماید: ما طورى برنامه را تنظیم کردیم که خود مکفل شویم و زکریا متکفل و مریم تحت کفالت‏ باشد. و این در مرحله بقاء است که پرورش و رشد اوست وگرنه در بدو پیدایش و تکونش، و ظهور و هجرت او از رحم به دامن، در سایه تربیت آن بانو بود. گاهى خداوند مى‏گوید راه راست را به شما نشان مى‏دهم و زمانى براى تشویق مى‏فرماید: توفیق سلوک در راهى را که انبیا رفته‏اند به شما عطا مى‏کنم و زمانى بالاتر از این را نوید مى‏دهد و مى‏ فرماید: شما را با همراهان و همسفران و قافله‏ سالارانى چون انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین همراه مى ‏کنم.
یکى از صدیقین مریم ‌علیها‌السلام است. که همراهى با او اختصاصى به زنها ندارد تا زنها بگویند خدایا راه مریم را به ما ارائه بده بلکه همه نمازگزاران از خداوند راه صدیقین را مى‏ طلبند که مریم هم جزو صدیقین است.                      

مقام مریم از نظر مفسرین
نکته ‏اى که در ارزیابى مقام حضرت مریم باید مورد توجه قرار گیرد این است که قرآن کریم درباره تربیت مریم عذراء علیهاالسلام مى فرماید: هرگاه حضرت زکریا علیه السلام وارد مى‏شد روزى خاصى را در حضور آن بانو علیهاالسلام مى ‏دید.«کُلما دَخَلَ عَلَیهَا زَکَریّا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقَا قالَ یا مَریَمُ اَنّى لَکِ هَذا قالَت هُوَ مِن عِندِاللهِ ان الله یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِساب» (آل عمران، 37)؛ هرگاه که زکریا در محراب بر او وارد مى‏شد نزد او نوعى خوراکى مى‏یافت. گفت: اى مریم این از کجا براى تو آمده است؟ او گفت: این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد بى‏شمار روزى دهد. و هم چنین فرشتگان با مریم سخن مى‏گفتند و سخنان مریم را هم مى ‏شنیدند بلکه مشافهتا و مشاهدتا گفتار را با شهود مى ‏آمیختند، هم مریم آنها را مى‏دید و هم آنها را مرآى مریم قرار مى‏گرفتند.

اینها تعبیرات بلندى است که قرآن درباره مریم دارد. و نیز در تبیین مقام والاى مریم مى‏فرماید: «و اِذ قالَتِ المَلائِکَةُ یا مَریمُ انَّ اللهَ اصَطفاکِ و طَهّرَکِ و اصطفاکِ عَلَى نِساءِ العالَمین* یا مَریمُ اقنُتی لِربِکِ واسجُدی وارکَعِی مَعَ الراکعین» (آل عمران، 42 و 43)؛ و هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است. اى مریم، عبادت خدا کن و سجده کن و با رکوع کنندگان راکع باش.
یعنى فرشتگان فراوانى با این بانو سخن گفته، و او را از مقام اصطفایش با خبر کردند که تو صفوة الله، مطهره و در میان زنان عالم ممتازى، دائما به یاد حق باش، سجود، سجود و رکوع را فراموش مکن و از اهل رکوع باش.
و نیز بشارت حضرت مسیح را به او دادند:«اِذ قالَتِ المَلائکةُ یا مَریَمُ انَّ اللهَ یُبَشِرکِ بِکلِمَةٍ مِنهُ اسمُهَُ المَسِیحُ...» (آل عمران، 45)؛ و هنگامى که فرشتگان گفتند: اى مریم خداوند تو را به کلمه‏اى از جانب خود که نامش مسیح، عیسى بن مریم است مژده مى‏دهد.
اینها نمونه‏هایى از گفتگو و حضور فرشتگان در محضر مریم علیهاالسلام است. در تبیین این بخش از زندگى حضرت مریم علیهاالسلام گروهى از معتزله نظیر زمخشرى ‏در کشاف راه تفریط پیموده و گمان کرده‏اند آن بانو نمى‏تواند به این مقام رسیده، و از کرامت ‏برخوردار شود، و سخنان فرشته‏ها را بشنود، و بشارت «صفوة بودن‏» را از فرشته‏ها دریافت کند، و مژده مادر پیغمبر شدن را از آنها تلقى نماید، لذا گفته‏اند این همه فضائل که نصیب مریم علیهاالسلام شده است ‏یا به عنوان معجزه زکریا علیه السلام و یا به عنوان پیش درآمد اعجاز عیسى علیه‌السلام است، که این را از نظر اصطلاح کلامى «ارهاص‏» مى‏گویند همان گونه که قبل از قیامت ‏یک سلسله امور خارق عادتى رخ مى‏دهد که از آنها به عنوان «اشراط الساعة‏» تعبیر مى‏ کنند، قبل از ظهور، یا میلاد یک پیامبر نیز، یک سلسله امور خارق عادتى رخ مى ‏دهد که اینها نشانه ظهور یک پیامبر الهى است و در کتاب‌هاى کلامى از این امور خارق عادت به عنوان ارهاص تعبیر شده است.
گروهى دیگر نظیر «قرطبى‏» - از مفسران معروف اهل سنت و همفکران او راه افراط رفته و معتقدند مریم داراى سِمت نبوت بوده است، زیرا فرشتگان فراوانى بر او نازل شده و او را از وحى با خبر کرده‏اند و از راه الهام، مساله صفوة و طهارت او را به او اعلام نموده و بشارت مادر پیغمبر شدن را به او اعطا کرده‏اند و گفته‏اند: چون مریم علیهاالسلام وحى فرشته‏ها را تلقى کرده و فرشته‏ها بر او وارد شده و گفتگوى آنها از رتبه مشافهه به مشاهده رسیده، پس پیامبر است، زیرا گمان کرده‏اند فرشتگان بر هر کس نازل شوند و وحى بیاورند و او فرشته‏ها را ببیند، پیامبر است.
اما علماى امامیه که در طریق قسط و عدل سیر مى‏کنند، بر این اعتقادند که تمام این مقامات و کرامت‌ها مربوط به خود مریم علیهاالسلام است‏ یعنى وصف به حال موصوف است نه متعلق موصوف، و نباید اینها را به حساب اعجاز زکریا علیه السلام گذاشت، و از طرف دیگر، مریم به مقام رسالت و نبوت تشریعى نرسیده است. این دو مطلب را مفسران گرانقدر امامیه، به استناد ظواهر قرآنى، تبیین مى ‏کنند.
اما مطلب اول که همه این کرامت‌ها تعلق به خود مریم علیهاالسلام دارد، به دلیل ظواهر قرآن است که فرشته‏ها سخن گفتند، اما نه فقط به عنوان هاتف غیب و سروش نهان، بلکه براى او مشهود شدند. همچنان که این خطاب‌ها و نداها گاهى به صورت تمثل هم تجلى کرده است چنانچه قرآن مى‏فرماید: «فَتَمَثّل لَهَا بَشَراً سَوِیّاً» ( مریم، 17 و 18)؛ پس چون بشرى هماهنگ بر او نمایان شد. آن فرشته گفت که من از طرف حق آمده و مامورم که به تو فرزندى عطا کنم. «قالَ اِنمَا اَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِاَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیّاً» (مریم، 19)
ظاهر این آیات آن است که خود مریم علیهاالسلام به تنهایى این مقامات را دریافت کرد و این مقام مریم علیهاالسلام بود که باعث‏ شد زکریا علیه السلام از خداى سبحان فرزندى طلب نماید:«هُنالِکَ دَعَا زَکَریّا رَبَّهُ»؛ اینجا بود که زکریا پروردگارش را بخواند (آل عمران، 38) این چنین نبود که معجزه زکریا در مریم ظهور کرده باشد بلکه کرامت‏هاى مریم موجب آن شد که زکریا از خدا، یحیى را طلب کند و فرزند «رضیی‏» از خداى سبحان مسالت نماید.

علاوه بر این که سفارش به قنوت و دوام عبادت و خضوع مستمر، و سجود و رکوع، نشانه مقام خود مریم علیهاالسلام است و نیز اوصافى که ذات اقدس اله براى این بانو ذکر مى ‏کند، نشانه آن است که شخصیت‏ خود مریم موجب شد تا فرشته‏ ها را ببیند و با آنها سخن بگوید و سخنان آنها را بشنود.
به همین جهت خداى سبحان از مریم به عنوان صدیقه یاد مى ‏کند و مى ‏فرماید: «و صَدقت‏ بِکلماتِ رَبَّها وَ کَتَبَهُ وَ کانَت مِنَ القانِتین» (تحریم، 12) «و اُمُه صِدیقَة»( مائده، 75) یعنى عیسى علیه السلام داراى مادرى بود که سخنان غیب را تصدیق مى ‏کرد، او نه تنها صادق بود بلکه از صدیقین به شمار مى‏آمد. و این صدیق بودن او، و صحه گذاشتن ذات اقدس اله بر این موضوع، نشانگر آن است که همه این فضائل از آن خود اوست.

صدّیقه بودن مریم علیهاالسلام
قرآن کریم از مریم علیهاالسلام به عنوان صدیقه یاد کرده است که این مبالغه در تصدیق است. بدین معنا که نه تنها مصدقه، صادق و صدیق است ‏بلکه صدیق است. صدیقین گروهى هستند که با انبیا و صالحین و شهدا همراه و هم قافله‏اند. اینان قافله سالار کوى الهیند.
افراد عادى چه زن و چه مرد در نماز و نیایش‌ها و عباداتشان از ذات اقدس اله مسالت مى‏کنند: «وَ مَن یُطِعِ اللهَ والرَّسولَ فَاولئِکَ مَعَ الذینَ اَنعَمَ اللهُ عَلیهِم مِنَ النَبِیینَ وَالصِدیقِینَ والشُّهَداءِ والصّالِحِینَ وَ حَسُنَ اولئکَ رَفیقا» ( نساء، 69)؛ کسى که مطیع خدا و رسولش باشد او همسفر قافله‏اى است که اهل آن عبارتند از: نبیین، صدیقین، شهدا و صالحین، و بعد در ادامه مى‏فرماید: و حَسُنَ اولئک رفیقا اینها رفقاى خوب و همسفران شایسته‏اى هستند چرا که: «سَلْ عَنِ الرَفیقِ قَبلَ الطریق» (نهج البلاغه فیض، نامه 31، ص 936)؛ اگر انسان بیفتد آنها دستگیرند، و اگر در مسیر افراط و تفریط قرار گیرد، او را تعدیل کرده و اگر احساس خستگى کند تقویتش مى ‏کنند، و اگر احساس عجز کند به او قدرت مى ‏بخشند.
خداى سبحان مى ‏فرماید اگر شما هدایت را از من بخواهید، من علاوه بر این که شما را اهل سیر و سلوک در صراط مستقیم قرار مى‏دهم و صراط مستقیم را به شما نشان مى‏دهم و راهى را که آنان رفته‏اند به شما مى‏ نمایانم، شما را همسفر آنها نیز قرار مى ‏دهم.
گاهى خداوند مى‏ گوید راه راست را به شما نشان مى ‏دهم و زمانى براى تشویق مى ‏فرماید: توفیق سلوک در راهى را که انبیا رفته‏ اند به شما مى ‏نمایانم، شما را همسفر آنها نیز قرار مى ‏دهم. گاهى خداوند مى‏ گوید راه راست را به شما نشان مى ‏دهم و زمانى براى تشویق مى‏فرماید: توفیق سلوک در راهى را که انبیا رفته‏ اند به شما عطا مى ‏کنم و زمانى بالاتر از این را نوید مى‏ دهد و مى ‏فرماید: شما را با همراهان و همسفران و قافله ‏سالارانى چون انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین همراه مى ‏کنم. یکى از صدیقین مریم ‏سلام الله علیها است. که همراهى با او اختصاصى به زنها ندارد تا زنها بگویند خدایا راه مریم را به ما ارائه بده بلکه همه نمازگزاران از خداوند راه صدیقین را مى ‏طلبند که مریم هم جزو صدیقین است.
همسر ابراهیم خلیل علیه السلام
در داستان ابراهیم خلیل سلام الله علیه همان‏گونه که خلیل الله با فرشته ‏ها سخن مى‏گوید، و بشارت ملائکه را دریافت مى‏دارد همسر او نیز با فرشته‏ها سخن گفته و بشارت ملائکه را دریافت مى ‏کند. ذات اقدس آله در زمان کهولت و پیرى خلیل الله، به او بشارت فرزندى آگاه داد. که این بشارت الهى، به همان شکلى که توسط ملائکه به آن حضرت، ابلاغ شد، به همان صورت، به همسر او نیز اعلام گردید. هنگامى که ملائکه به حضرت ابراهیم علیه السلام گفتند: فَبَشَّرناهُ بِغُلام حَلیم؛ پس پسری بردبار را به او مژده دادیم.  (صافات، 101).
ابراهیم علیه السلام فرمود: «اَبَشرتُموُنی عَلى اَن مَسّنی الکِبَر فَبِمَ تُبشِرون» (حجر، 54)؛ آیا به من نوید مى‏دهید در حالى که مرا پیرى رسیده است؟
حضرت این سخن را به عنوان «استبعاد» نفرمود. بلکه به عنوان «استعجاب‏» گفت. معناى استعجاب آن است که انسان به لحاظ شگفت ‏انگیز بودن واقعه ‏اى با دید تعجب بدان مى ‏نگرد.
در این جا ابراهیم خلیل علیه السلام عرض کرد: خدایا من نه تنها پیر شده‏ام بلکه، پیرى به سراغ من آمده است. یعنى یک وقت انسان پیر مى‏شود و دوران شیخوخت را مى ‏گذراند و مى‏گوید «قد بلغت من الکبر» (مریم، 8) یعنى من، به پیرى رسیدم.
ولى زمانى از پیرى نیز مى‏گذرد و به دوران فرتوتى پاى مى‏نهد که در این حال مى ‏گوید «قد بلغنی الکبر» (آل عمران، 40) یعنى پیرى، به سراغ من آمده است، پس چه بشارتى به من مى‏ دهید؟ فرشته‏ ها گفتند:«بَشّرناکَ بِالحَقِ فَلا تَکُن مِنَ القانِطین» (حجر، 55)؛ یعنى این تبشیر ما با حق همراه است و گزاف نیست، چون فرشتگان در صحبت‏ حق سخن مى‏گویند و در لباس حق حرف مى‏زنند.
به همین جهت حرف «باء» در «بالحق‏» خواه به معناى مصاحبت ‏باشد و خواه به معناى ملابست، مفهومش این است که گفتار ما در لباس حق، یا در صحبت ‏حقیقت است و ما گزاف نخواهیم گفت و تو اى خلیل الله ناامید مباش. آنگاه ابراهیم خلیل علیه السلام فرمود:«و من یَقنط مِن رَحمةِ رَبَّهُ الّا الضّالوُن» (حجر، 56) حضرت در کمال صراحت فرمود: نه تنها با رسالت و نبوت سازگار نیست، بلکه با هدایت و رهبرى نیز سازش ندارد. بنابراین نه تنها هیچ پیامبرى ناامید نخواهد بود بلکه هیچ مؤمن و مهتدى نیز ناامید نمى شود.

معناى ناامیدى آن است که انسان گمان کند به جایى رسیده است که از خدا معاذالله ساخته نیست که مشکل او را حل نماید. این یاس در حد کفر است، و هیچکس حق ندارد ناامید باشد. معادل همین برخورد با همسران حضرت نیز مطرح شده است، قرآن کریم مى‏فرماید:«وَ امراتهُ قائِمَةَ فَضَحَکَت فَبَشَّرناها بِاسحقِ وَ مِن وَراءِ اِسحق یَعقوب» (هود،71)؛ یعنى هنگامى که فرشته ‏ها با خلیل حق سخن مى‏گفتند همسر او نیز حضور داشت و ایستاده بود و ضحکى داشت. ‏
براى «ضحک‏» در تفاسیر دو بیان آمده است، یا به معناى سرور و خوشحالى و یا به معناى عادت ماهانه زنان است پس مژده دادیم او را به اسحاق و از پس اسحاق، یعقوب را. یعنى علاوه بر فرزند - اسحاق، بشارت نوه یعقوب هم، به تو مى‏ دهیم.
سپس همسر خلیل الرحمان عرض کرد: «قالت ‏یا وَیلَتی ءَاَلَد وَ اَنا عَجُوزُ و هذا بَعلی شَیخاً ان هذا لِشی‏ءِ عَجیب* قالوا اَتَعجبین مِن اَمرِ اللهِ رَحَمتَ اللهَ وَ بَرکاتُهُ عَلیکُم اَهلَ البَیت اِنَّهُ حَمیدٌ مَجید» ( هود،72 و73)؛ آیا من مادر مى‏شوم در حالى که خودم فرتوت و سالمند و کهنسالم، و همسرم نیز پیرمردى فرتوت و کهنسال است؟! فرشتگان به او گفتند: آیا از رحمت ‏خدا و امر خدا در تعجب هستى در حالى که رحمت ‏خدا، و برکات وى، بر شما خاندان نبوت، فراوان بوده و شما از این برکات عینى، بى ‏شمار دیده‏اید! عظمت زن در فرهنگ وحى از این ارزیابى روشن مى شود که در فرهنگ وحى از زن به عظمت ‏یاد شده و اختصاصى به قرآن ندارد بلکه در انجیل، تورات و صُحف خلیل الله نیز مطرح بوده است.
با فرشتگان تکلم نمودن و بشارت آنها را دریافت کردن، سخن خویش را با آنها در میان گذاشتن، و سخن آنان را شنیدن، اینها همه مواردى است که زن نیز همانند مرد در همه این صحنه ‏ها سهیم بوده و اگر پدر پیامبرى، با ملائکه سخن مى‏گوید، مادر پیامبر نیز، با آنها گفتگو دارد. به همین جهت وقتى در قرآن کریم از زنان یاد مى ‏کند، مادر مریم و یا خود مریم را جزو آل‌عمران شمرده و در زمره اصفیا قرار مى‏دهد. به عبارت دیگر در بین مردم جهان اینها هم مانند انبیا و اولیاى خاص جزو اصفیاى الهیند.
خدا در قرآن مى ‏فرماید:«اِنَّ اللهَ اصطَفى آدمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبراهیم و آلَ عِمران عَلى العالَمین* ذُریَّة بَعضَها مِن بَعضِ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیم» (آل عمران،33 و34)؛ به یقین خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است، فرزندانى که بعضى از آنان از بعض دیگرند، و خداوند شنواى دانا است. که منظور از این عمران آن عمرانى است که پدر مریم است، نه عمرانى که پدر موسى است چون عمرانى که پدر موسى است اصلا نامش در قرآن کریم نیامده.
بعد خداوند مى‏فرماید:«اِذ قالَت امرَاتُ عِمران رَبَّ اِنّی نَذَرتُ لَکَ ما فِی بَطنی محررا» ( آل عمران،35)؛ چون زن عمران گفت: پروردگارا، آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده باشد. خداوند این دو بانو را به عنوان صفوة مردم عالم، معرفى نموده است. در نهج البلاغه نیز مى ‏خوانیم که امیر المومنین صلوات الله علیه درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها مى ‏فرماید:
«قل یا رسول الله عن صفیتک صبری‏»؛ امیرالمؤمنین علیه السلام به رسول خدا صلى الله علیه و آله خطاب مى ‏کند: یا رسول الله، این صفیه تو یعنى این بانویى که صفوة تو، مصطفا و برگزیده توست رحلت کرده و صبر در فقدانش براى من دشوار است.
حضرت از او به عنوان صفیه یاد مى‏کند یعنى صفوة الله است، مریم هم صفوة الله است، مادر مریم اهل عمران بود، یعنى عمران که پدر مریم است ‏سرسلسله این خانواده به شمار مى‏رود، و وابستگان این خانواده را آل عمران مى‏گویند، پس هر دو بانو مصطفا و صفوة حقند.

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:30 ] [ ]
 آلبوم و آرشیو کارت پستال ها | کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر  | www.vefagh.co.ir 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من،

گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.

گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را بشناسد و درمانم  کند.

گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه  کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

 مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.


 

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:57 ] [ ]

جادوی خیار برای پوست

پوست، علاوه بر زیبایی از ورود هرگونه آسیبی به اعضای داخلی و خارجی بدن محافظت می کند. حدود ۹۰درصد از وزن خیار را آب تشکیل می دهد و به این خاطر به عنوان یک خنک کننده به کار می رود.

▪ خیار برای چشم
خیار به کاهش تورم دور چشم و نیز حلقه های تیره زیر چشم کمک می کند و در اکثر نقاط دنیا مردم از این نوع درمان به صورت وسیعی استفاده می کنند.
شما می توانید از خیار به عنوان یک دستمال بسیار شگفت انگیز و طبیعی برای رفع پف کردگی دور چشم ها و خستگی آنها همراه با آرامش کامل استفاده کنید.
این دستمال های طبیعی پس از یک روز سخت کاری واقعا معجزه می کنند.

▪ خیار برای پوست
اگر پوستی شاداب می خواهید، خیار راه حل شماست. چون خیار و پوست سطح یکسانی از هیدروژن را تقسیم می کنند، پوشش کل نواحی تحت درمان برای خیار راحت تر است و به این ترتیب پوست شما نرم و لطیف تر از هر زمانی می شود و به آرامش می رسید.
از آب خیار نیز می توانید برای بهبود پوستتان استفاده کنید.
به خاطر اثرات خنک کننده خیار، می توان از آن به عنوان عصای جادویی برای درمان تمام مشکلات پوستی استفاده کرد و به خاطرخاصیت پاک کننده اش پوست را بسیار نرم و لطیف می کند.
برای داشتن پوستی شاداب، نرم و شفاف می توانید از دستورالعمل زیر استفاده کنید:
۵ ۴ عدد برگ نعنا را خرد کنید.
خیار را پوست کنده و تخم های آنرا خارج کنید.
برگ های نعنا را به خیار اضافه کنید.
سفیده یک تخم مرغ را جداگانه هم بزنید و بعد به مخلوط خیار و نعنا اضافه کنید.
این ترکیب را به مدت ۲۰ دقیقه روی صورت خود بگذارید سپس با آب بشویید و با دستمال خشک کنید.

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:25 ] [ ]

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

٢ – مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

٧- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

٨ – داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

٩- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

١٠ -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .

( ضرب المثل فرانسوی )

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

١٢- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس

 تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

١٣- برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

١۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

١۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر.

( ضرب المثل اسپانیایی)

١۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او

 دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

١٧- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

١٨- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد.

( ضرب المثل اسپانیایی )

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

٢٠- ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

٢١- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد

جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

٢٢- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

٢٣- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

٢۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

٢۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان

 را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

٢۶- با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید.

( سونی اسمارت)

٢٨- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

٢٩- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین )

٣٠- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز)

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:59 ] [ ]
آیا میدانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است(زیر دندان خود حس کرده اید)
آیا میدانید اسیدهای چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می شود
آیا میدانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است
آیا میدانید بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و . . . می باشد
آیا میدانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و همه سرطان زا هستند
آیا میدانید گوشت مرغ وماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند
آیا میدانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود
آیا میدانید در نان باگت برای متخلخل شدن از پودرهای بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرکها با علامت مرگ وارد می شود…
آیا میدانید نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامینهای(ب) می باشند محرومند و نان باگت بدترین نانهاست
آیا میدانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و با قندهای مصنوعی چون ساخارین که ۱۰۰۰ برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد
آیا میدانید ماده مخدر بنام COLA( پپسی کولا, کوکا کولاو ) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند
آیا میدانید سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانسها و رنگها هستند که همگی بسیار مضرند
آیا میدانید قیمت روغن های مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود ۱۲ الی ۱۵ هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار ۹۰۰ الی ۸۰۰ تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است
آیا میدانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و می شود که کشنده است
آیا میدانید جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطرناک اند
آیا میدانید موز بجای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهرهای مختلف از جمله شهرهای شمالی آن هم توسط کاربیت در ظرف چند روز بطور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض است و موز یبوست زاست
آیا میدانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد
آیا میدانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست
آیا میدانید نوشابه ها موجب آسیب دیدگی سلولهای کبدی بیقراری نامنظمی ظربان قلب به علت وجود بنزوات سدیم و کافئین می شود
آیا میدانید
گاز CO2 موجود در نوشابه سبب پوکی استخوان می شود, فسفر و اسید فسفریک آن رقیب کلسیم سطح استخوان و موجب نرمی استخوان می شود یک عدد نوشابه به اندازه شش بشقاب برنج چاق کننده است و ضرر شربتهای کارخانهای مشابه ((سن ایچ)) کمتر از نوشابه نیست
آیا میدانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از ۷ ساعت حل می شود)
آیا میدانید سس مایونز حاوی مواد نگهدارنده(سربات پتاسیم و بنزوات سدیم) است که سرطان زا هستند
آیا میدانید پفک براساس تحقیقات علمی انجام شده در کشور انگلستان موجب عقیمی و ناباروری در کودکان می گردد
آیا میدانید پفک حاوی تارترازین( ماده قرمز و نارنجی رنگ) سبب اختلالات رفتاری و اضطراب و پرخاشگری و عصبیت در اطفال می شود
آیا میدانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا ۷ بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر ۲ عدد می باشد
آیا میدانید برنج پرمصرفترین اقلام سفره امروز ایرانیان سودازاست و موجب غلظت خون می شود برنج یبوست زاست که یبوست مادر همه بیماریهاست برنج موجب انسداد عروقی سنگ صفرا و سنگ کلیه می شود خوردن برنج موجب تیرگی پوست می شود
آیا میدانید چای سیاه موجب کم خونی, آریتمی قلبی, اختلالات گوارشی, چروکیدگی پوست و ریزش مو می شود
آیا میدانید شکر سفید برای کبد مضرو موجب به هم خوردن متابولیسم سلولهای کبدی و مواد رنگبر قند و شکر هم مضر می باشد
آیا میدانید قند و شکر تفاله ی باقیمانده چغندر قند و نیشکر است که مواد ارزشمندی آن گرفته شده به دامها داده می شود
آیا میدانید به مرغها آنتی بیوتیک های متنوع و متعددی خورانده می شود که درصد بروز و شیوع عفونتهای میکروبی مصرف کنندگان را بالا می برد مرغهای ماشینی براساس تحقیقات فرانسوی ها بدلیل محرومیت از نور آفتاب بسیار مضرند
آیا میدانید ظروف استیل سرب در داخل غذا مینماید که سرطان زاست ظروق تفلون به دلیل تخریب لایه های تفلون سرطان زاست
آیا میدانید ظروف آلومینیوم موجب کم خونی, آلزایمر, ضعف اعصاب و لرزش دست می شوند و ظروف لعاب دار حاوی ترکیب سرب بوده و سرطان زاست ظروف زودپز, تندپز, مایکروویو و دستگاهای داغ کننده برقی همگی مضرند
آیا میدانید بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست بهترین نان نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک
آیا میدانید در ماکارونی ۲۰% گلوتن صنعتی استفاده می شود که سرطان زاست و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده بجای آرد در ماکارونی استفاده میشود, و ماکارونی یبوست زاست.


 

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:46 ] [ ]
پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را “ابر نیمه تمام” گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. روزی پسر نزد شیوانا آمد و گفت دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمی داند چگونه عشقش را ابراز کند!؟ شیوانا از “ابر نیمه تمام” پرسید:” چطور فهمیدی که عاشق شده ای؟!”

پسر گفت:” هرجا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود. در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و بر این باورم که می توانم بقیه عمرم را در کنار او زندگی کنم!”
شیوانا گفت:” اما پدر او آشپز مدرسه است و دخترک نیز مجبور است به
پدرش در کار آشپزی کمک کند. آیا تصور می کنی می توانی با کسی ازدواج کنی که برای بقیـه همکلاسی هایت غذا می پزد و ظرف های غذای آنها را تمیز می کند.”
“ابرنیمه تمام” کمی در خود فرو رفت و بعد گفت:” به این
موضوع فکر نکرده بودم. خوب این نقطه ضعف مهمی است که باید در نظر می گرفتم.”
شیوانا تبسمی کرد و گفت:” پس بدان که عشق و احساس تو به این دختر هوسی زودگذر و التهابی گذرا بیش نیست و بی جهت خودت و او را بی حیثیت مکن!”
دو هفته بعد “ابر نیمه تمام” نزد شیوانا آمد و گفت که نمی تواند فکر دختر آشپز را از سر بیرون کند. هر جا می رود او را می بیند و به هر چه فکر می کند اول و آخر فکرش به او ختم می شود.”
شیوانا تبسمی کرد و گفت:” اما دخترک نصف صورتش زخم دارد و دستانش به خاطر کار، ضخیم و کلفت شده است. به راستی بد نیست که همسر تو فردی چنین زشت و خشن باشد. آیا به زیبایی نه چندان زیاد او فکر کرده ای! شاید علت این که تا الان تردید کرده ای و قدم پیش نگذاشته ای همین کم بودن زیبایی او باشد؟!” پسر کمی در خود فرو رفت و گفت:” حق با شماست استاد! این دخترک کمی هم پیر است و چند سال دیگر شکسته می شود. آن وقت من باید با یک مادربزرگ تا آخر عمر سر کنم!”
شیوانا تبسمی کرد و گفت:” پس بدان که عشق و احساس تو به این دختر هوسی زودگذر است و التهابی گذرا بیش نیست پس بی جهت خودت و او را بی حیثیت مکن!”
پسرک راهش را کشید و رفت. یکی از شاگردان خطاب به شیوانا گفت که چرا بین عشق دو جوان شک و تردید می اندازید و مانع از جفت شدن آنها می شوید.
شیوانا تبسمی کرد و پاسخ داد:” هوس لازمه جفت شدن دو نفر نیست. عشق لازم است و “ابر نیمه تمام” هنوز چیزهای دیگر را بیشتر از دختر آشپز دوست دارد.”
یک ماه بعد خبر رسید که “ابر نیمه تمام” بی اعتنا به شیوانا و اندرزهای او درس و مشق را رها کرده است و نزد دختر آشپز رفته و او را به همسری خود انتخاب کرده است و چون شغلی نداشته است در کنار پدر همسر خود به عنوان کمک آشپز استخدام شده است.
یکی از شاگردان نزد شیوانا آمد و در مقابل جمع به بدگویی “ابر نیمه تمام” پرداخت و گفت: ” این پسر حرمت استاد و مدرسه را زیر پا گذاشته است و به جای آموختن عشق و معرفت در حضور شما به سراغ آشپزی رفته است. جا دارد او را به خاطر این بی حرمتی به مرام عشق و معرفت از مدرسه بیرون کنید؟!”
شیوانا تبسمی کرد و گفت:”دیگر کسی حق ندارد به کمک آشپز جدید مدرسه “ابر نیمه تمام” بگوید. از این پس نام او “تمام
آسمان” است. اگر من از این به بعد در مدرسه نبودم سوالات خود در مورد عشق و معرفت را از “تمام آسمان” بپرسید. همه این درس و معرفت برای این است که به مرحله و درک “تمام آسمان ” برسید. او اکنون معنای عملی و واقعی عشق را در رفتار و کردار خود نشان داده است.”

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:7 ] [ ]
زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد.
 
فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید.
در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید،آورده شده است
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید:
                        Energy  (انرژی)
                          Enthusiasm (شورواشتیاق)
                              Empathy (دلسوزی و همدلی)
 
۵- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر به یاد خدا باشید .
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 
۸- روزانه 20 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.
 
شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر اهداف خود را مجسم کنید. 
۱۷- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد
جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود،
مخصوصا پدر و مادر زنگ یا سری بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری، شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. 
زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- محبت درمان‌گر هر چیزی است.
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، تمیزترین لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.
38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خدایتان شاكر باشيد.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:15 ] [ ]
درباره وبلاگ

امکانات وب




.


فال حافظ




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

فال امروز